به میان شما آمدیم

گفتگو با منصور یاقوتی

184

این خواننده است که باید از خواندن کتاب لذت ببرد.

احمد تهوری

منصور یاقوتی از نویسندگان محبوب و معاصر کشورمان است. نسل من با «داستان‌های آهودره» و «چراغی بر فراز مادیان کوه» و «گل خاص» با او آشنا شد. «زخم» اولین کتابی بود که از او در سال ۱۳۵۲ منتشر شد. همین‌طور، «دهقانان»، «با بچه‌های ده‌ خودمان»، «برزونامه» و… برخی از کتاب‌های یاقوتی که در پیش از انقلاب منتشر شد خواننده را با حقایق و تبعیض‌های حاکم بر جوامع شهری و روستایی آن زمان آشنا می‌کرد و حس همذات‌پنداری مخاطب با قهرمان‌های کتاب یاقوتی خواب خوش را از سر خواننده این داستان‌ها می‌ربود. «گل‌خاص» نام اسب پیری است که تنها امید صاحبش برای درآوردن درآمد است. بعید می‌دانم کسی آن را خوانده باشد و هنگام مرگ این یابوی پیر همراه پیرمرد درمانده، عمو رحمت، اشک نریخته باشد. آن هم در زمانی که جامعه قبل از انقلاب کشورمان آبستن حوادث گوناگون بود. سبک رئالیستی یاقوتی نماد مبارزه با ظلم و ستم است. یاقوتی از میان همین مردم است و برای آنان می‌نویسد. فرصتی دست داد تا با منصور یاقوتی گفتگوی کوتاهی داشته باشم.

***

آقای یاقوتی مجموعه داستان جدیدتان ــ چشم هیچکاک ــ چند داستان دارد و در چه مرحله‌ای است؟

«چشم هیچکاک» از ۱۲ داستان کوتاه تشکیل شده که از نظر محتوا و سبک، متنوعند. تقریباً جزو آخرین کارهایی است که به ناشر داده‌ام که البته مجوز آن‌ها را وزارت ارشاد صادر کرده و به زودی توسط نشر هیلا منتشر می‌شو‌د.

شنیده‌ام که چند تا از کارهایتان ‌هم ترجمه شده است.

بله، ۳ کتاب من، رمان‌های «دهقانان»، «بن‌بست» و مجموعه داستان‌های «توشای پرنده غریب زاگرس» در کردستان عراق به زبان کردی ترجمه و منتشر شده است.

در باره این‌که سبک نوشتاری نویسندگانی مثل منصور یاقوتی به پایان رسیده چه نظری دارید؟ البته این نظری است که در بعضی محافل ادبی مطرح می‌شود.

من هم این موضوع را به کرات شنیده‌ام. هرچند در برخی محافل ادبی و روشنفکری کشورمان این موضوع بازخوردهای متفاوتی داشته است. ولی به راستی براساس کدام دلیل این نظریه‌ها صادر می‌شود. چه نظرسنجی‌ای صورت گرفته که چنین حکمی داده می‌شود. بر اساس پیشداوری‌های فردی نمی‌شود در باره ادبیات قضاوت کرد. یک مثال برایتان می‌زنم. در همین کرمانشاه خودمان به من گفتند در پشت برخی کامیون‌های باری تصاویر جلد کتاب چراغی بر فراز مادیان کوه در قطع بزرگ نصب شده که باور کنید خود من اصلاً از  این موضوع اطلاع نداشتم. این‌ها نشان‌دهنده اقبال مردمی به یک نویسنده است. مردم هنوز کارهای من را می‌خوانند چرا که جذابیت داستان‌های من به زمان و مکان خاصی محدود نیست. این خواننده است که باید کتاب را بخواند و از خواندن آن لذت ببرد.

چراغ، همان قهرمان داستان کتابتان است که آخر سر هم کشته می‌شود؟ نام این کتاب چقدر مانند خود کتاب زیبا انتخاب شده است. آن هم در آستانه وقوع انقلاب اسلامی ایران؟

من نام این کتاب را از مادیان کوه که یک کوه در شهرستان سنقر است، اقتباس نمودم و چراغ، دهقانی عاصی و شوریده‌سر است که بر ظلم و ستم اربابی در جامعه روستایی فئودالیتة آن زمان قیام می‌کند.

الان منصور یاقوتی چکار می‌کند؟

من الآن نسبت به چند سال قبل خیلی امیدوارتر شده‌ام. به‌ویژه در حوزه نشر و انتشار کتاب‌هایم. چند اثر نوشتاری در اختیار ناشر قرار داده‌ام. از جمله تصحیح دیوان حافظ و مجموعه ۳۰ داستان از نویسندگان برجسته جهان که بهترین نوشته‌های آن‌ها را شامل می‌شود جمع‌آوری کردم تحت عنوان پرسه در ادبیات. مجموعه داستانی هم نوشته‌ام با نام «آن آواز غمناک» که داستان‌هایی است در بارة جنگ هشت ساله عراق با ایران یا همان دفاع مقدس. الگوی من در خلق داستان‌های جنگ نویسندگانی چون همینگوی و شولوخوف بوده‌اند. در این کتاب من نگاهی مستقل به جنگ دارم و رویکرد آن تصویر مصایب جنگ است که چگونه بر زندگی آدم‌ها تأثیر می‌گذارد. هرچند هنوز برای آن ناشری انتخاب نکرده‌ام.

منبع: روزنامه شهروند-آذر ۱۳۹۲

چرا نظرتان را نمی نویسید؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود.
از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید.